| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
برزخ در اسلام و مدر نیسم
آنچه در پس اين مقدمه چينى مد نظر بنده است، دعوت به يك بحث ريشهاى درباره مسأله ازدواج است. گرچه ممكن است به خاطر اين كه خيلى بد و سطحى به آن پرداخته شده است، ديگر كسى حال و حوصله خواندن مطلبى راجع به آن را نداشته باشد. آرى، اين روزها همه در قالب كارشناس راجع به ازدواج نظر مىدهند و مفاهيمى چون تجمل پرستى و مهريه 124000 سكهاى و شير بهاى سنگين و سرويس طلا و ساعت و حلقه و... را محكوم مىكنند و از آن طرف خانوادههاى دختردار را به برخورد همراه با تساهل و تسامح با خواستگار دعوت مىكنند و از اين طرف هم خانوادههاى پسردار را تشويق مىكنند كه هر چه سريعتر آستينها را بالا بزنند يا اصلاً پيراهن آستين كوتاه بپوشند كه خداى ناكرده جوّ ناجور جامعه، كار دست جوانشان ندهد. اگر از همه اين حرفها بگذريم، امروز مىخواهم چيز ديگرى بگويم. امروز مىخواهم بگويم كه آقايان و خانمهاى مسؤول و كارشناس! مشكل اينها نيست. اينها ظواهر و تجلّى يك مشكل اساسى در تفكر و نوع نگاه به زندگى است. با اين فرض اگر شما اين مشكلات سطحى را حل كرديد و با اين ترغيب و تشويقها آمار ازدواج را بالا برديد و سن ازدواج را پايين كشيديد، فايدهاى ندارد؛ چون آن چه پا به پاى آمار ازدواج در بين جوانان و به خصوص دانشجويان رشد كرده و در نمودارهاى ترسيمى شما بالا رفته، آمار طلاق بوده است؛ آن هم طلاق پس از ازدواج كوتاه مدت؛ يعنى آن دو جوان كه كلى تشويق به ازدواج شدند، نتوانستند بيشتر از شش ماه تا يك سال زير يك سقف با هم زندگى كنند. و اين هم دليلى دارد كه عرض خواهد شد. ممكن است بگوييد كه نويسنده اين مقاله هم مثل بقيه فقط پرحرفى مىكند و عقائد بقيه را مىكوبد و بعد هم به اسم بحث ريشهاى كه به تازگى مد شده است، يك مشت مهملات تحويل مىدهد و آخرش هم هيچ. حال براى تبرئه خودم از اين اتهام، بايد مطلبى را خيلى بلند و رسا بگويم تا گوش تمام مسؤولينى كه كوچكترين توجهى به اين مسائل ندارند، خوب بشنود و آن اين كه: آقايان مسؤولين - اعم از دولت و مجلس شوراى اسلامى و سازمان ملى جوانان - و ارگانهايى كه مدام براى رفع مشكلات جوانان طرح و لايحه و فكر ارائه مىدهيد! شما به يك نكته اساسى توجه نكرديد و آن اين كه شما هم خدا را مىخواهيد و هم خرما را و اين هم نمىشود. آنچه از تمايل طرحها و برنامههاى كشور مشخص است، اين است كه حركت عمومى در جهت رشد و توسعه اقتصادى و صنعتى است و حالا در كنار آن هم چند سالى بحث توسعه سياسى مطرح شد. و البته شايان ذكراست كه چه مباحث توسعه اقتصادى و چه بحثها و كليد واژههاى توسعه سياسى، چون جامعه مدنى و مردم سالارى، دو روى يك سكه است؛ يعنى توسعه و حركت در جهت مدرنيته است. مدرنيته با فلسفه وجودى خاص خود و با نظامات و مناسبات و سيستمهاى اجتماعى و قراردادى، با توجه به نوع نگاه انسان مدرن غربى به مقولات خدا، جهان و انسان شكل گرفته است و اين نوع نگاه، ماترياليستى و ماده گرايانه است؛ اما در اين مقاله، بحث ارزشى در باب اسلام و مدرنيته نيست و تنها هدف اين است كه ما ادعاى اتصال به تفكر و مكتب اسلام را داريم و بعد در جامعه و حكومت اسلامى خود، از قالب و نظامات اجتماعى جامعه مدرن استفاده مىكنيم و به تعبير شهيد حكيم آوينى، «اين ظرفى نيست كه هر مظروفى را در خود بپذيرد»؛ يعنى اين قالبها اعم از آموزش عالى، بازكرد سيستم و تهيه مسكن و هزاران هزار سيستم اجتماعى ديگر براى جامعه شكل گرفته با تفكرات مدرن است. يعنى ما نمىتوانيم از اين قالبها بدون توجه به بنيانهاى فكرى و فلسفى آنها الگو بردارى كنيم و از يك انسان كه قصد دارد بر طبق مكتب اسلام زندگى كند، بخواهيم در اين سيستمها زندگى كند و مسلمان واقعى هم بماند. شما يك دانشجوى ايرانى را در نظر بگيريد كه از 18 سالگى وارد دانشگاه مىشود و بايد تا 22 سالگى در مقطع كارشناسى درس بخواند و اگر قصد ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر را داشته باشد، از نظر سنى به 24 تا 28 سالگى مىرسد و بعد بايد دو سال خدمت سربازى را بگذارند و بعد تازه بايد دنبال كار بگردد و با اين وضعيت اشتغال، آيا بتواند جذب بازار كار بشود يا نه همه خوانندگان محترم اذعان دارند كه دانشجويان در طى دوران تحصيلى؛ هيچ گونه شغل ثابت و درآمد پيوستهاى ندارند؛ پس بايد تا پايان تحصيل و خدمت سربازى، قيد ازدواج را بزنند و اگر هم در طول اين دوران مجردى، دانشجويى اقدام به ازدواج كند، مشكلات زيادى خواهد داشت. اما ما راجع به قشرى صحبت مىكنيم كه قصد دارد بعد از تحصيل، با داشتن يك درآمد متوسط شروع به زندگى كند و با اين حساب، جوان بايد حداقل تا 24 سالگى و گاهى تا 28 يا 30 سالگى، از يك ازدواج معمولى و طبيعى صرف نظر كند و اين در حالى است كه اين دوران، درست دورهاى است كه جوانان نياز روحى و جسمى به يك همسفر را حس مىكنند و پس از اين دوره، شعلههاى اين نياز و گرايش پاك كه از فطرت الهى انسان نشأت مىگيرد، رو به خاموشى و سردى است و ديگر جوان پر نور ديروز پس از يك دوره طولانى تحصيل و محدوديت و ترك نياز طبيعى و فطرى خويش، چندان شور و حالى براى ازدواج ندارد. در اين جا بحث از جوانانى بود كه شرايط عادى را طى مىكنند و اما جوانانىكه اين سير را طى نمىكنند، حكايتى ديگر دارند. جوانى كه تحت جبر نظامات اجتماعى زندگى مىكند، در آخر به دوران سردى مىرسد. او ديگر شور جوانى را از دست داده است و امكان طلاق بسيار بالاست و اما جوانى كه تاب تحمل اين مسير از پيش تعيين شده توسط نظامات اجتماعى حاكم بر جامعه(يعنى دوران تحصيل، سربازى، اشتغال و...) را ندارد، بر سر يك دوراهى مىماند؛ يا بايد بر اساس اعتقادات دينى خود بماند و درد و رنجى كه به خاطر تضاد و اعتقادات فكرى و مناسبات اجتماعى در دنياى مدرن براى او پيش آمده، تحمل كند و يا بايد پا روى همه چيز بگذارد و حال شما قضاوت كنيد كه چند درصد جوانان تاب اين تحمل را دارند كه به نياز طبيعى خود جواب ندهند و پا روى نفس و خواسته خود كه البته خواسته برحقى هم هست، بگذارند و به سمتى نروند كه به بيمارىهاى جنسى مثل ايدز و... مبتلا شوند همه اين مسائل بر اثر فقر و نفس پرستى جوانان اين دوره نيست؛ بلكه بخش عمده آن بر اثر تصميمى است كه اين جوانان بر سر اين دو راهى نفس و عقيده گرفتهاند و چون نفس بيشتر غالب مىشود، اوضاع اين چنين شده است كه مىبينيم. در پايان خطاب به تمام مسؤولان عرض مىكنم كه بدانند جوان اروپايى و آمريكايى و يا هر كشور ديگرى كه به سبك و سياق مدرنيته درآمده است، در اين نظامات زندگى مىكند و همواره هم به نظر شما توسعه و رشد مىيابد. او خط قرمز عقيدتى ندارد و براى او اصلاً نياز جنسى در دوران تحصيل مطرح نيست؛ چون محدوديتى ندارد. در آن كشورها براى جوان دانشجو، بلكه حتى براى دانشآموزان دبيرستانى هم محدوديت جنسى نيست. اگر به تصور و تفكّر اشتباهتان گمان مىكنيد كه توسعه پايدار، آن چيزى است كه غرب به آن رسيده است، پس تفكر اسلامى را حذف كنيد و بگذاريد همان تفكرات خاص مدرنيته مثل اومانيسم، ماترياليسم، ليبراليسم و... در كنار قالبهاى اجتماعى خاص مدرنيته قرار بگيرد و اگر هنوز هم معتقديد كه اسلام دين كاملى است كه به تمام شؤون زندگى بشرى توجه تام و كمال داشته و سعادت دنيا و آخرت انسانها را تأمين مىكند، پس در جهتى حركت كنيم كه بتوانيم نظامات اجتماعى خود را داشته باشيم تا با بنيان فكرى اسلامى تضاد و تقابل نداشته باشد وگرنه اين چالش و ترديد و دو دلى حاكم بر كشور كه تبعات آن گريبانگير نسل جوان - عمده جمعيت كشور - است، بسيار بدتر و زجرآورتر از انتخاب يكى از دو راه اسلام يا مدرنيته است و اگر شما هرچه سريعتر انتخاب نكنيد و حركت آغاز نشود، بعيد نيست كه عقل به نفع نفس كنار زده شود و جامعه، خود بنيانهاى تفكر اسلامى را طرد كند. |+| نوشته شده توسط وحيد قرالی در بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 6:57 بعد از ظهر |
|
درباره وبلاگ
با سلام وتشكر
مجله ساوا زین پس با دست نوشته هایی از من به pc شما می آید. با تشكّر وحيد قرالي(فراق) منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مهر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 پيوندها
P.B.C(tapesh.tv) nهنگامه شهرام صولتی photo عکس ودو ربین مخفی !! کافی نت پرن!! بازی مهسا ابزار انجمن شاعران ايران قلم دوني من بلاگفا كتابخانه ملّي ايـران TIP TOP MUSIC بهترين دانلود گالری عكس فوتبال (ورساكی)Versace Demet Akalin اخبار ورزشی دكتر حسين قدمي رپ بچه های کرج ايرانيان پارسي ايراني ديدن فيلم هاي روز آموزش شعبده بازي قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
بيو گرافی نيكی كريمیهديه تهرانی مهتاب کرامتی پانته آ بهرام نوال الزغبی نيوشا ضيغمی بهنوش بختياري يکتا ناصر لاله اسکندری لعيا زنگنه شقايق فراهانی هانيه توسلی ليلا اوتادی محمدرضا گلزار امين حيايی شهاب حسينی محمدرضا فروتن مقالات تجارت الکترونیکشرکتهای سهامی بازار بورس انزال زود رس+16 روز جهانی hiv (ایدز برزخ در اسلام و مدر نیسم اقتصاد ،جنگ، تاریخ ( WTO)سازمان جهانی تجارت نابرابری های جهانی صادرات غيرنفتي ايران 8 رفتار مردانه مورد پسند خانمها نيازهاي اساسي زنان و مردان |
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |