تبليغاتX
«٭۩۞۩ ٭๑}--« SAVA MAGAZIN »--{๑٭۩۞۩ ٭»
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
nawal alzoghby

*  نوال الزغبی در سال 1972در یکی ازشهر های لبنان بنام جبیل چشم به جهان گشود. او در خانواده ای هنردوست که مسیحی بودند بزرگ شد. نوال در دوران جوانی با مدیر برنامه هایش که الی دیب نام داشت ازدواج کرد. او هم اکنون به همراه همسرش سه فرزند دارند که اولی دختر است و  تیا (1998) نام دارد و اتفاقا یک آهنگ هم برایش خوانده که معلوم میشه خیلی دوستش داره. اما در سال 2002 فرزند دوم و سوم خودشونو که 2تا پسر دوقلو بنامهای جوی و جورجی هستند را بدنیا آورد.

 

 

 

 

 

Nawal Alzoghbi 

  

نام اصلی : نوال جورج الزغبی

نام هنری : نوال الزغبی

تاریخ تولد : (8/ تیر/ 1349 ) 1972 /۲۹/ june

محل تولد : جل الدیب / لبنا ن

تعداد برادر و خواهر : 2 برادر و یک خواهر

نام همسر : الی دیب

تعداد فرزندان : 1 دختر (متولد 1998 ) و 2 پسر دوقلو (متولد 2002 )

محل اقامت : بیروت / لبنان

آدرس ایمیل :info@nawalalzoghbi.net

وب سایت رسمی   www.nawalalzoghbi.net

شماره تلفن (منشی) :Lebanon +961- 472-1666

اولین آلبوم موفق نوالوحیاتی عندک نام دارد که در سال 92 به بازار آمد و استقبال زیادی هم از آن به عمل آمد.الی دیب همسر و مدیر برنامه های نوال میگوید که نوال در آن زمان چون با استقبال زیادی روبرو شد کمی بخود مغرور شد ولی بعد از مدتی با این مسئله کنار آمد ودیگر همیشه در کنار مردم بود وهمین مسئله است که او پس از 15سال هنوز محبوب مردم است.

نوال الزغبی تاکنون  12 آلبوم به بازار عرضه کرده است که بدین ترتیب میباشد:

1) عزی الرعد         2) وحیاتی عندک         3) بلا قیه  فی زمان             4) ماندم علیک

5) مالوم                  6) اللیال       7) بهترینهای نوال الزغبی               8) طول عمری

9)آثار کلاسیک نوال   10)اللی تهمینه       11) عینیک کذابین                 12) یا ما قالو*

*آخرین آلبوم نوال (یاماقالو) در آگوست سال 2006 به بازار عرضه شد. 

  نوال تا به حال کنسرتهای متنوع وزیادی داشته که بزرگترین آنها در مراکش- تونس- مصر- ایتالیا- فرانسه - کانادا وآمریکا میباشد.

بهترین ویدئوکلیپ های نوال عبارتند از: ولا بیهمنی/علی دلعونه/ماندم علیک/یاقدس /مالوم/ علی بالی/قلبی دق / نص القلب/ قرب الری / تیا   / اللیالی / یا قمیتی / طول عمری/ حاسب نفسک /شریکنا الحلیم /بیلبقلک /اللی تهمینه / بعینک /عینک کذابین / روحی یا روحی/ دخلک شواخبارک / یاما قالو / عادی (ژانویه ۲۰۰۷)

مصاحبه ۱

* نوال الزغبی اسم شناخته شده ای در عالم موسیقی عربی به شمار می آید ، آلبوم های او یکی پس از دیگری با موفقیت های بیشماری رو به رو شده اند.

¨      چه چیز باعث شد که ترانه روحی یا روحی را به صورت جدا و بدون آلبوم اجرا کنی؟

من به ترانه هایی که به صورت تنها اجرا می شود خیلی علاقه دارم چون فکر می کنم اینگونه ترانه ها فرصت و مجال بیشتری برای موفقیت در بین مردم دارند.

و تمام حق و حقوق انتشار در بین مردم را به خود اختصاص خواهند داد ولیکن به هر حال این آلبوم با ترانه های گوناگون است که خواهد توانست در بین مردم برای خواننده اش محبوبیت ایجاد کند.

¨      آیا روزی خواهد رسید که تو را به عنوان بازیگر بر روی  پرده سینما ببینیم؟

من فعلا هیچ علاقه ای به بازیگری ندارم و سعی می کنم بیشترین تلاش خود را بر روی اجرای ترانه هایم متمرکز کنم . چون خوانندگی برای من در درجه اول قرار دارد همچنین بازیگری هنری است که من تاکنون نتوانستم این هنر را در خود کشف کنم. و هنگامیکه نتوانم توانایی کاری را به اندازه کافی در خود ببینم آن کار را انجام نخواهم داد .

¨      ولیکن چند سال پیش قبول کردی که به عنوان معشوقه عبدالحلیم حافظ خواننده فقید مصری در این فیلم به اجرای نقش بپردازی؟

بله درست است این اتفاق چند سال پیش رخ داد و بازیگر بزرگ فقید مصری احمد زکی از من خواست که این نقش را بپذیرم . ولیکن ترس من از اینکه نتوانم این نقش را درست اجرا کنم مانع بازی من در این فیلم شد.

¨      بسیاری از زیبایی خدادادی تو صحبت می کنند و اینکه در طی این سالها نه تنها از زیبایی چهره ات کم نشده است بلکه به نظر می آید روز به روز زیباتر می شوی

درست است که زیبایی ظاهری مساله مهمی برای زنان به شمار می آید خصوصا در عرصه هنر، ولیکن من فکر نمی کنم که زیبایی من دلیل محبوبیتم در بین مردم باشد عشق مردم به خاطر نوال است نه به خاطر زیبایی نوال , زیبایی روح و پاکی روح بدون شک در زیبایی ظاهری موثر است .

¨      چه زمانی از خودت بدت می آید؟

هنگامیکه کار خطایی را انجام می دهم و یا اینکه عجولانه در مورد چیزی قضاوت می کنم . و یا اینکه فرصت گران بهایی را از دست می دهم.

¨      اگر دو کار به تو پیشنهاد شود یکی اجرای فیدیو کلیبی با مضامین انسانی می باشد و دیگری تبلیغات با مبلغی هنگفت ، کدامیک را قبول خواهی کرد؟

معلوم است که اولی را خواهم پذیرفت و این نه به خاطر ریا و یا چیز دیگری است بلکه به خاطر این است که ما در لبنان روزهای سختی را دیدیم ، و من خوشحال خواهم شد که به عنوان عضوی از این جامعه سهمی در این کار داشته باشم .

آنزمان که سیمرغ قصد بال گشودن و اوج گرفتن داشت، آشیانه خود را گرفتار شعله های جنگ داخلی میدید. جنگی خانمانسوز که زیباییها را در کام خود به نیستی میکشاند و هنر را به مشابه برگی از دفتر خاطرات گم شده یک دختر دبستانی نابود میکرد. اما سیمرغ عشق دیگری در سر داشت که روحش را به خواندن و بال گشودن برای جاودانگی فرامیخواند و نوال الزغبی با همه جوانیش با اعتماد به نفس و شجاعت هنر را بار دیگر زنده کرد. او خود تار و پود سرنوشتش را در دست گرفت و آنرا از نو سرشت.

خانواده ام میدانستند که من چقدر به موسیقی علاقه دارم، اما فکر میکردند این هم دوره ای است و خواهد گذشت. اما وقتی سالها گذشت و من همچنان مسحور نغمه های ساز بودم و بیخود شده در برابر صدای خوانندگانی که از جعبه موسیقی به پرواز در می آمدند، حدس زدند که یک روز اتفاقی خواهد افتاد .و آن اتفاق افتاد و نوال نوجوان مصرانه میخواست موسیقی را دنبال کند . خانواده سختگیری میکرد. نه مکان مناسبی برای رشد این استعداد بود و نه مهمتر از همه جنگ این فرصت را به کسی میداد. اما اگر سرنوشتی از پیش رقم خورده باشد چه کسی میتواند در برابر آن مقاومت کند. خانواده تسلیم رویای نوال شد و او برگ دیگری از زندگی را نوشت:

آن زمان که شروع به خواندن میکنم دیگر نوال نیستم. من پروانه ای هستم که با عشق و آزادی از روی دشتها پرواز میکنم و با دیدن لبخند تماشاگرانی که چون گلهایی در صبحدم لبشان به خنده شکوفا میشود، سبکبالانه فرود می آیم. این بالاترین لذتی است که در زندگی نصیب من میشود .

او با همراهی یکی از معتمدان خانواده به مدرسه موسیقی رفت و تحصیلات خود را تکمیل کرد و در همان ابتدا به این باور رسید که خوانندگی فقط ساختن کاستهای رنگارنگ و پر کردن ویترین مغازه ها نیست. هنر از تجارت جداست و این درس را همواره سرلوحه کار خود قرار داد: خواندن برای من لمس احساسات مردم است چه در کنسرتی با شکوه و چه در جشن تولدی خودمانی. یکبار در کنسرتی در مصر از من خواستند ترانه های وطن پرستانه بخوانم و در شب بعد از من ترانه های عاشقانه خواستند. در برابر این طیف عظیم من هر بار نوالی دیگر را در درون خود تصویر میکردم. به راستی که خواندن فراتر از آن است که تصور شود و برای یک خواننده راضی کردن همه سلایق کاری بزرگ و طاقت فرساست.

بعد از پایان تحصیلات و دو سال تمام تجربه اندوزی با اجرای کنسرتهایی در کشورهای خلیجی با بازگشت به بیروت نخستین آلبوم خود با نام وحیاتی عندک را در سال 1992 تولید و عرضه کرد. شروعی پیروزمندانه و مقدمه ای حرفه ای بر هفت آلبوم بعدی او که سندی خلل ناپذیر بر فوق ستاره بودنش به حساب می آید.دلیل موفقیتهای او این بود که حرفه اش را جدی گرفت و تمام تلاش خود را برای شناخت کامل موسیقی عرب بکار بست و با تجاربی که بدست آورده بود سعی در توسعه این قلمرو کرد.استعداد بی نظیر او راهی نو پیش پای موسیقی عرب گذاشت و نوال با ادغام موسیقی مناطق مختلف آسیای شرقی و با نیم نگاهی به موسیقی غرب این خانه را روحی دوباره بخشید.هنگامی که از او نظر خواهی میکردند که از کار کدام هنرمند را میپسندد، سکوت میکرد تا مبادا کسی را برنجاند. او همیشه خود را تحت تاثیر موسیقی سنتی عرب و صدای شگفت انگیز اسطوره هایی چون ام کلثوم میدانست. اما از هنرمندان غربی با آزادی تمام سخن میگفت: من از صدای ویتنی هاوستون ، ریکی مارتین ،جنیفر لوپز به خاطر وسعت صدایشان لذت میبرم با تمام این موفقیتها او هنوز خود را یک دانش آموز موسیقی میدانست من دائما برای بهتر شدن صدایم تمرین میکنم. دست کم 3 تا 4 روز در هفته تمرین آواز دارم . به نظر من این مهمترین کار برای یک هنرمند است که دچار غرور کاذب نشود و نقطه اوج خود را در دوردستها تعیین کند. نقطه ای نامعلوم که هیچ اوجی نداشته باشد.من این را به همه خوانندگان پیشنهاد میکنم.

شهرت شاهراهی است که خواه ناخواه پیش روی هنرمند قرار میگیرد. من دوست دارم روزی به شهرتی جهانی دست یابم. ستاره شدن برای من کافی نیست من به فراتر از ماه می اندیشم. او در کنار حرفه اش خانواده را فراموش نکرده و همواره در پی راهی است که بین کار و زندگی اش به تعادل دست یابد: برای من زندگی خانوادگی شیرینی خاص خود را دارد.دوست دارم در کنار همسرم گرمای زندگی را حس کنم و شیرین ترین خاطراتم را با دختر بزرگم تیا و برادران دوقلویش جورج و جویی بسازم. زندگی شخصی من جدای از شغلم باید باشد و به همان نسبت دور از ذره بین مطبوعات. لذت سفرهای دور دنیا بدون بودن کودکان زهر است. هرچند بسیاری از مناطقی را که آرزو داشته ام دیده ام اما ای کاش میشد زمان بیشتری موهای طلایی دخترم را شانه میزدم و گونه های پسرانم را میبوسیدم و دنیا را اینگونه سیر میکردم.

او برای مخاطبانش هم احترام بالایی قایل است: دوست دارم با همه آنها بی پرده سخن بگویم و دوست دارم همیشه نقاط ضعفم را از زبان آنها بشنوم، چون معتقدم همیشه در راه درست قدم نمیزنم.

بازتاب مسایل اجتماعی در کارهای نوال همچون آینه ایست که رو به دنیا گسترده است:

من بعنوان یک زن عرب بادیدن ظلمی که برفلسطینیان روا داشته میشود،بر خودمیلرزم و روح خود را زخم خورده در برابر این عصیان می یابم. دلم میلرزد آن هنگام که کودکی بی گناه را میبینم که چون برگ خزان بر زمین می افتد و مادری بر بالین خونین او ضجه میزند. به کودکان خود مینگرم و به لبخند روی لبشان و باز یاد آن مادر می افتم که چه اشکی میریخت. خوب من مرد نیستم که اسلحه به دست بگیرم و به جنگ برخیزم. اما سلاح خودم را دارم. او برای حمایت از فلسطینیان القدس را خواند و صد البته به همین اکتفا نکرد با همکاری سوزان مبارک در مصر به برگزراری کنسرتی با دعوت از سران کشورهای عرب و مردان با نفوذ دیگر اقدام کرد.بر سربرگ بلیطهای این کنسرت نوشته شده بود در راه انتفاضه .او برای کشور زخم خورده خویش ، لبنان هم با همکاری تنی چند از خوانندگان هموطنشیاامتی و حکایت الوطن را خواند. و هنوز مدت زیادی از پخش آلبوم آخر او یاماقالو نگذشته که بار دیگر ترانه های دلنشینش بر سر زبانها افتاده و گوش دوستدارانش هنوز از شنیدن هر روزه آنها سیر نمیشوند. براستی که دسامبر ماه نوال است.

 

Nawal Al Zoughbi

|+| نوشته شده توسط وحيد قرالی در سی ام دی 1386 و ساعت 10:35 بعد از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
www.savav.persiangig.com وحید قرالی